تبليغاتX
جنی ساویل، نقاش معاصر بریتانیایی



 
جنی ساویل در سال ۱۹۷۰ در خانواده‌اي تحصيل كرده در ادينبورگ به دنيا آمد و در سال ۱۹۸۸ در مدرسه‌ي هنر گلاسكوي اسكاتلند شروع به تحصيل كرد. وي در حين تحصيلش موفق به دريافت يك بورس تحصيلي ۶ماهه براي دانشگاه «سين‌سيناتي» در «اوهايو» شد. جايي كه شيفتگي طولاني ساويل به آثار مربوط به بدن انسان شروع به تاثيرگذاري در آثار وي كرد. او كه با يك فرهنگ متفاوت روبرو شده بود به پاساژها و بازارها، جايي كه زنان درشت‌هيكل زيادي مي‌ديد، علاقه‌مند شد. بدن‌هاي سفيد درشت جسميتي كه توجه او را به خود جلب مي‌كرد، در اين اماكن زياد يافت مي‌شد. در چنين محيطي بود كه وي شروع به خواندن ادبيات فمنيستي كرد كه بعدها نقش مهمي را در خلق برخي از آثارش ايفا كرد. شايد بتوان گفت زندگي حرفه‌اي «جني ساويل» در هنگام دريافت مدرك از دانشگاه «گلاسكو» بود كه شكل گرفت. در زمان پايان نامه‌اش تمام نقاشي‌هايش به فروش رفتند. اين البته اتفاقي بسيار غير‌معمول و تاثيرگذار براي يك هنرمند بيست‌و‌دو ساله بود اما اين تنها يكي از نشانه‌هاي موفقيتي بود كه ساويل قرار بود در آينده به دست آورد.
 
اثری از جنی ساویل 
 
گالري‌دار و كلكسيونر معروف «چارلز ساعتچي»(۱) آثار ساويل را در نمايشگاهي با عنوان «انتخاب منتقدان» در سال ۱۹۹۳ در گالري («كولينگ» cooling ) در لندن يافت. (نمايشگاهي كه خود ساويل آنرا  به دليل عدم توانايي مالي سفر به گلاسكو نديد) ساعتچي يكي از آثار وي را در اين نمايشگاه خريد و تا وقتي كه ساويل خود را براي تحصيلات عالي‌اش آماده مي‌كرد ساير آثار او را نيز كه قبلاً در گلاسكو فروخته شده بود رديابي كرد، و براي كلكسيونش از صاحبان آنها خريداري كرد. وي سپس پيشنهاد يك قرارداد ۱۸ ماهه از آگوست ۱۹۹۲ تا ژانويه ۱۹۹۴ را به ساويل داده تا وي آثار جديدش را براي نمايش در گالري ساعتچي در لندن خلق كند و نهايتاً وي در سال ۱۹۹۴ نمايشگاهي از آثار ساويل را در گالري خود در شمال غرب لندن برپا كرد. اين يك شروع طوفاني در مسير زندگي هنري يك هنرمند ۲۴ ساله بود. نمايشگاه مذكور مخاطبين ساويل را به شدت افزايش داد و در نهايت موجب شد كه آثار او در نمايشگاه‌هاي معتبري همچون pace Mc Gill در نيويورك، موزه‌ي كالمار در استكهلم و كالج سلطنتي هنر در لندن به نمايش گذاشته شود. به فاصله‌ي كوتاهي از اين نمايشگاهها ساويل براي مدتي در سال ۱۹۹۴به نيويورك نقل مكان كرد. در آنجا ساويل ساعت‌هاي طولاني را صرف مطالعه‌ي آثار دكتر «بري مارتين واين تروپ» يك جراح پلاستيك كرد. وي با عكاسي از جراحي‌هاي زيبايي و برداشتن چربي، درك بهتري از فيزيك بدن انسان و تغييرات و دستكاري‌هاي مختلفي كه از طريق طب مدرن قابل انجام بر روي بدن انسان بود يافت. علاوه بر اين وي به واسطه‌ي اين تحقيقات نسبت به عوامل روانشناسي كه منشا اين تغييرات بود، شناخت پيدا كرد.
 
اثری از جنی ساویل
 
به طور كلي ايماژهايي كه ساويل را به دنياي بين‌المللي هنر وارد كرده بود، از طرفي حاصل همين پژوهشها، عشق مفرط وي به نقاشي و علاقه‌ي شديدش به تئوري فمنيستي بود. اين كه آثار او به طور ضمني با تاريخ هنر مردسالار مرتبط بودند و او موفق شد از اين طريق عقايد متداومي را به عنوان يك هنرمند زن معاصر بيان كند، گواهي است بر ديدگاه منحصر به فرد او. آثار اوليه او بروز عيني نظريات و ايماژهاي ساويل را نشان مي‌دهد. در اثر «propped» ۱۹۹۲ يك زن عريان در ابعاد بزرگتر از حد معمول، در حاليكه به طور متزلزل روي يك چهار‌پايه نشسته است، نشان داده مي‌شود.
در اين نقاشي، فرد در حاليكه به رانهاي خود چنگ انداخته است از آن ارتفاع نسبتاً بلند با نگاهي بي‌اعتنا و تا حدي عشوه‌گر به ما مي‌نگرد. به نظر مي‌رسد كه زانوهايش از تصوير بيرون آمده است و تنها از طريق پرده‌اي از كلمات كه روي سطح رنگ حك شده‌اند، «نقل قول‌هايي از يك متن متعلق به تئوريسين مشهور فرانسوي «luce Irigaray» در داخل تصوير نگاهداشته شده‌اند.»
 در حاليكه آثار ساويل ممكن است صرفاً يك انتقاد از تصاوير سنتي عريان زنان نباشد اين جنبه يقيناً يكي
از بخشهاي مهم تلاش وي مي‌باشد. ايماژهاي روبسني بزرگتر از حد طبيعي در آثار او به ما اجازه نمي‌دهد كه از بدنهاي به نمايش درآمده لذت برده و به آنها صورت ظاهري بدهيم. از اين منظر و به‌طور كلي شايد ساويل را بتوان با نقاش معاصر انگليس «لوسين فرويد» مقايسه كرد. ضمن اينكه خود ساويل
نيز حقيقت چنين مقايسه‌اي را تصديق مي‌كند و ديدگاه شخصي خود را نسبت به توانايي يك نقاش اين‌گونه توضيح مي‌دهد: ازدواج فرانسيس بيكن و ويليام دكونيگ ـ مهارتهاي فيگوراتيو بيكن و توانايي‌هاي نقاشانه دكونيگ ـ بهترين نقاش دورانها را خواهد ساخت. در آثار ساويل ما مجموع اين توانايي‌ها را تا حد بسيار زيادي مشاهده مي‌كنيم. در سال ۱۹۹۴ اثر وي به نام پلان در نمايشگاهي كه عنوان «هنرمندان جوان بريتانياييIII» را براي وي به همراه داشت، شركت داده شد كه توجه بسياري را به خود جلب كرد. اين اثر تصويري بزرگ و برهنه از خود ساويل است كه به تصويري بارز از يك برج تبديل شده و مانند كوهي از گوشت در بالاي سر بازديد‌كنندگان نمايشگاه قرار داشت. ته رنگ‌ها و سايه‌هاي لكه‌دار رنگارنگ با خطوطي رنگي كه روي صفحه ترسيم شده‌اند انگار تصويري از خطوطي است كه توسط جراحان  پلاستيك ايجاد شده‌ است. (كاري كه آنها قبل از عمل برداشتن چربيهاي اضافي انجام مي‌دهند) . علي‌رغم استفاده‌ي بسيار شايع وي از بدن خود در آثارش، زندگي شخصي ساويل مورد بحث قرار نمي‌گيرد. اگر چه ازهفت سال پيش با همكار نقاش خود «پل مك فايل» هنگام تحصيل در مدرسه‌ي هنر آشنا بوده، در ارتباطشان هيچ نشاني از ازدواج آنها در آينده ديده نمي‌شود. همانطور كه خود وي نيز به صداقت گفته است: «من هيچ تمايلي به همسر بودن يا همسر داشتن ندارم». 
ساويل همان‌گونه كه خود نيز اذعان دارد، هميشه از روي عكس كار مي‌كند و علي‌الخصوص در آثارش تاثير عكسهاي «بيل برانت» عكاس مشهور «بدن برهنه‌ي بريتانيا» به خوبي مشهود است. او اغلب از در هم آميختن ايماژهاي مختلف براي خلق اثرش استفاده كرده و براي به دست آوردن جزئيات دقيق از بدن، كبودي‌ها، جاي آبله، تورفتگي گونه و غيره به مجلات و كتب پزشكي مراجعه مي‌كند. وي خود در جايي مي‌گويد: «من از منابع گوناگوني مانند روزنامه‌ها استفاده كرده‌ام. من براي خلق آثارم همواره از عكس استفاده كرده‌ام. اما سعي مي‌كنم روي جنبه‌هايي از آن كار كنم كه رنگ قادر به نمايش آن بوده  ولي عكس قادر به نمايش آن نيست.. براي من اين سطح است كه اهميت دارد» يكي از آثارش به نام «مكث» از روي تصوير يك روزنامه در مورد خودكشي حاصل از انفجار بمب برداشته شده است. وي در اين مورد مي‌گويد: «اين يك نقاشي سياسي نيست من اين تصوير را مدتها پيش از روزنامه بريده بودم و به آن نگاه مي‌كردم. زيرا بسيار نقاشانه بود. اين تصوير يك لحظه‌ي يخ زده است كه شما در آن ارزش اجتماعي بدن خود را به عنوان يك مفهوم، آگاهانه از دست داده‌ايد. اين ايماژ، بسيار واضح است تقريباً به طور حركت آهسته ديده‌ مي‌شود و اين همان نگاهي است كه من مي‌خواستم . اين همان چيزي است كه مرا به اين تصوير جلب كرد».
در سال ۱۹۹۵ ساويل در يك بخش از نقاشيهايش اين تاكيد بر عكسها را از طريق خلق مجموعه‌اي تاثيرگذار از عكسهاي مختلف با همكاري عكاس گلن لاچفورد گسترش بخشيد. در اين مجموعه آثار با نام « closed contaet برخورد نزديك»، هنرمند مجدداً ابعاد تصوير را دو برابر نشان داده. اين آثار تصاوير بدني را نشان مي‌دهند كه به روي شيشه‌اي فشار داده‌ شده از پايين عكسبرداري شده‌اند، همانطور كه بدن به روي شيشه كشيده، پخش و گاهي فشرده مي‌شود، جلوه‌اي كه توليد مي‌شد هم نوعي جنسيت الاستيكي مجازي را به نمايش مي‌گذارد و هم نوعي شكنجه‌ي بدني. هنگامي كه اين مجموعه در نمايشگاه جنجالي Sensation در سال ۱۹۹۷ شركت داده شد، شهرت ساويل را بيش از پيش افزايش داد. در اين نمايشگاه كار او در كنار آثار دامين‌هيرست، تِرِسي اِمين، كريس افيلي و ديگران كه در ارزشيابي اتحاديه‌ي بريتيش سنسِيشن British sensation  پذيرفته شده بود، در آكادمي سلطنتي هنر لندن به نمايش گذاشته شد. اين نمايشگاه نظرات گوناگوني را در برداشت و در طول مدت برپايي، انتقاد و سر و صداي عمومي وسيعي ايجاد كرد كه باعث ايجاد انگيزه براي انجام برخي اعمال ضد هنري از سوي برخي افراد شد.
در حال حاضر جني ساويل در لندن زندگي و كار مي‌كند و روز بروز در حال پيشرفت است و به واسطه‌ي اين طمانينه و پشتكار قيمت آثارش نيز روز بروز بالاتر مي‌رود. در آخرين ليست قيمتي كه «گود فري باركر» طي مطلبي در «آرت ريويو» درج كرده، اثر Nats ۱۹۹۲ متعلق به جني ساويل ۳۵۰ هزار پوند قيمت گذاري شده. به هر حال جني ساويل در حال حاضر در مدرسه‌ي هنر «اسلِيد» مشغول به كار است موقعيت وي در اين مدرسه به او اين امكان را مي‌دهد كه تجربيات خود را با دانشجويانش تقسيم كرده  و به آنها بياموزد و اين  فرصتي براي آنهاست تا با يكي از با استعدادترين و خوش‌آتيه‌ترين هنرمندان قرن ۲۱ كار كنند. در عصري كه تكنولوژي حرف اول را مي‌زند ساويل راهي براي بازگشت مجدد نقاشي فيگوراتيو، پايه‌گذاري كرده تا جايگاه والاي خود را در بطن تاريخ هنر دوباره به‌دست آورد.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
منبع:httlnazaja.blogfa.comp://e


 
صفحه نخست | گزیده طراحی ها و نقاشی ها | وبلاگ تخصصی هنرهای تجسمی
زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم. دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم.قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم. عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم. سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم. من می ترسم پس هستم. این چنین می گذرد روز و روزگار من