تبليغاتX
هفتمین دوسالانه ملی نقاشی معاصر ایران | 1




اسفند 1386

پس از مدت ها تاخیر، دوسالانه ملی نقاشی معاصر ایران که گویی تبدیل به چند سالانه شده است، برپا گردید. این دوسالانه پس از کشمکشی طولانی و در نهایت بدون همکاری انجمن نقاشان ایران، با اطلاع رسانی ضعیف، ترکیب داوری مبهم و به صورت دولتی برگزار شد. هرچند شاید بخش بزرگی از شرکت کنندگان را اعضای انجمن نقاشان ایران تشکیل می داد و این خود جای شگفتی داشت. این مسائل در نهایت منجر به کناره گیری تعداد زیادی از نقاشان مطرح گردید که از ترکیب داوری گلایه داشتند و داوران را دارای صلاحیت لازم ندانسته (به زعم خودشان) و آثار خود را به نمایش نگذاشتند. البته گلایه ایشان چندان هم بیراه نبود و در روز گشایش نمایشگاه برخی بر این باور بودند که شاهد یکی از بدترین دوسالانه هایی هستند که تا به امروز برگزار شده است. تاخیر تقریبا یک ساعته در گشایش نمایشگاه و در نتیجه سردرگمی مردم نخستین اتفاق ناخوشایند بود. مورد دیگر عدم انتخاب برخی از آثار شایسته ای بود که حتی عده ای را بر آن داشته است تا هر چه زودتر سالن مردودین را برگزار کنند. در این راستا این شایعه وجود دارد که داوران به این نتیجه رسیده بودند که آثار تلخ و انتقادی به نمایش در نیاید. شاید این اتفاق از این موضوع ناشی می گردد که در میان این داوران که برخی از آنان نقاشانی برجسته نبودند کسانی بودند.اثری از وحید چمانی که حتی نقاش هم نبودند که از این جمله می توان به هنرمندی اشاره کرد که آثار دکوراتیو و زیبای وی بیشتر در حوزه شیشه گری قابل بررسی است. البته این موضوع فقط به رد برخی از آثار شایسته ختم نگردید بلکه منجر به اتفاق  شگفت دیگری هم شد و آن اینکه تم غالب بر دوسالانه نه نقاشی بلکه طراحی بود و بازدید کنندگان شاهد آثاری بودند که حتی رنگی در آن وجود نداشت و در حوزه "painting" قرار نمی گرفت و این پرسش را به وجود می آورد که چطور داوران آثار سیاه و سفید را در حوزه نقاشی می پندارند و اگر این موضوع قابل نقد نیست پس چه اصراری بر گذاشتن نام نقاشی بر این دو سالانه وجود داشت؟. به عنوان مثال آثار زیبای محمد رحیمی که با تاثیر از دیوار نگاری های غارها آفریده می شود چندی پیش در بینال طراحی دکتر سندوزی به عنوان طراحی به نمایش گزارده نشده بود؟ بسیاری نمونه های مشابه این در نمایشگاه دیده می شد که یادآوری آن را به اذهان خوانندگان می سپاریم. مورد دیگر نحوه چیدن بسیار بد آثار بود به طوری که از هیچ گونه نظم تکنیکی و موضوعی پیروی نمی کرد  و اجازه نمی داد تا بازدید کننده با فضای یک تابلو ارتباط مناسب بر قرار کند که البته این موضوع در نشست تخصصی دوسالانه توسط خانم فرح اصولی، دبیر دوسالانه پیشین مورد انتقاد قرار گرفت. در مجموع می توان این نمایشگاه را به این صورت دسته بندی کرد:

۱- آثار نقاشانی که به دلیل کسوت و یا رندی و نه تنها قدرت آثار خود همیشه و در هر نمایشگاه و بینالی ، چه به صورت دعوتی و غیر دعوتی همیشه حضور دارند و بحث آن ها از بحث داوری جداست، چرا که در هر صورت وجود خواهند داشت. بهترین سالن های نمایشگاه ها معمولا به این نقاشان اختصاص داده می شود.

۲- آثار داوری شده نقاشان نسبتا جوان که خود به طور عمده به دو دسته آثار فیگوراتیو و انتزاعی بخش می شود. آثار فیگوراتیو نمایشگاه آثاری هستند که عمدتا از روی عکس کار شده اند و این از نوع ترکیب بندی و رنگ گذاری آن ها قابل برداشت است. ظاهرا فضای فیگوراتیو نقاشی ایران به سمتی گرایش پیدا کرده که نقاشان را به زیر مجموعه ای از عکاسی بدل می کند و اگر روزی جلوی ورود تکنولوژی عکاسی به ایران گرفته شود، ژانر نقاشی فیگوراتیو در ایران با افتی جدی مواجه خواهد شد !!! و البته جای تاسف است که برخی از این هنرمندان حتی از روی عکس نیز نمی توانند به درستی ارزش رنگی را حفظ نموده و از چرک و مات شدن آثارشان جلوگیری کنند. شاید از معدود نمونه های خوب آثار فیگوراتیو نمایشگاه می توان به آثار "وحید چمانی" اشاره کرد که البته این شایعه وجود دارد که پیشتر در داوری رد شده بود. و یا آثار خوب دیگر چون آثار محمد رحیمی ، مهرداد ختایی، سیاوش مهویس، رضا هدایت و ... که البته اگر نخواهیم وارد بحث طراحی، تصویرسازی و یا چاپ بودن این آثار شویم.

آثار انتزاعی نیز اکثرا چنگی به دل نمی زدند. نقاشی انتزاعی در ایران نه به عنوان یک نیاز و با نگاهی سالم بلکه از طریق کتاب های تاریخ هنر آموزش داده می شود و منجر به این می شود که در چنین دوسالانه ای نقاشی های انتزاعی به نمایش گذاشته شده به نوعی تکرار شیوه هایی باشند که حدودا یک قرن از انجام آن در غرب می گذرد. البته با ساختاری ضعیف و شیوه رنگ گذاری به اصطلاح "آبکی".

۳- نقاشی های به اصطلاح "شعاری" که در طبقات بالاتر به نمایش گذاشته شده و در میان آنان آثار نقاشانی نیز به چشم می خورد که بودن آثارشان در این بخش کمی پرسش بر انگیز است. فارغ از تمام مسائل مربوط به این بخش، وجود یک کپی از  "اد نردروم" ، نقاش معاصر نروژی که با اجرایی بد توسط "........" انجام شده ،  تمام این نمایشگاه را زیر سوال می برد و  نشان می داد که انتخاب کنندگان آثار تا چه اندازه از جریان نقاشی روز دنیا نا آگاه هستند.

اثری کپی از نقاش نروژی در بینال نقاشی ایران

در آخر بر این نکته نیز تاکید می شود که این نمایشگاه نکاتی مثبت نیز در بر داشته است، ولی آنچنان که باید به به ذهن خطور نمی کند.امیدواریم در آینده شاهد دوسالانه هایی منظم تر و حرفه ای تر باشیم. در این میان نظرات شما نکاتی بیشتر از این نمایشگاه را روشن خواهد نمود.  



 
1 2 3 5
صفحه نخست | گزیده طراحی ها و نقاشی ها | وبلاگ تخصصی هنرهای تجسمی
زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم. دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم.قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم. عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم. سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم. من می ترسم پس هستم. این چنین می گذرد روز و روزگار من