فروردین 1387
دست خانم ها برکت بیشتری دارد؟!!!
هفتمین دوسالانه ملی نقاشی معاصر ایران در حالی به کار خود پایان داد که دبیر این دوسالانه، در مراسم اهدای جوایز آن، منتقدان بینال را کسانی دانست که (( تصور کرده اند قلمرو هنر نیز مثل دیگر قلمروها، پر از غرض ورزی و بده بستان است و بدین ترتیب خامه به دست گرفته و از دید خود مطالبی را عنوان کردند.)) پیش از وارد شدن به بحث مربوط به مراسم پایانی این دوسالانه، یاد آوری این نکته ضروری است که فارغ از تمامی مشکلات، باید به شرکت کنندگان، برگزیدگان و دست اندرکاران آن خسته نباشید گفت و مراقب بود تا هرگونه نقدی موجب زیر سوال رفتن آثار برگزیدگان آن نگردد اما ( این (( اما )) در فرهنگ ایرانی بسیار حائز اهمیت است) همچنان نیز نمی توان نسبت به برخی مسائل آن که پرسش برانگیز هستند ، بی تفاوت بود و به همین جهت تاکید می کنم : (( این نوشته به پاسخ دست اندر کاران دوسالانه نیاز دارد)) .دوسالانه ای که جوایز آن به این صورت داده شد (( اسامی درون کوزه ای ریخته شده و به گفته ایشان چون دست بانوان برکت بیشتری دارد!؟ یکی از خانم ها ابتدا نام ها را در آورد...))
اجازه می خواهم کمی غرض ورزی!؟ کرده و به حافظه دور و نزدیکم طعنه بزنم تا درنیابم: در کجای دنیا جوایز مطالعاتی را که مانند یک بورسیه کوچک است با شیوه بخت آزمایی و شانس تقسیم می کنند؟ آیا این روش پیش از این آزمایش شده یا یک ابتکار حاصل از فشار انتقادات بوده است؟ اینکه همه چیز به دست شانس سپرده شود- تا جایی برای نقد و اعتراض های بعدی باقی نماند- گزینه مناسبی است؟ سفر به فرانسه مهمترین جایزه این دوسالانه بود. سفری که از آن با عنوان مطالعاتی یاد شده بود. آیا اعطای یک سفر تحقیقی و نه تفریحی به تعدادی هنرمند نیاز به کاری تحقیقی و کارشناسی ندارد؟ آیا چیزهایی مانند میزان تحصیلات، رزومه هنری، سوابق پژوهشی، توانایی عملی، بهره گیری از اندیشه جمعی ... و چیزهایی از این دست نمی تواند معیار و ملاک باشد؟ بی شک خواهید گفت:(( اگر هر کدام دیگر از این هنرمندان این جایزه را به دست می آورد، جای دلخوری و ناراحتی برای دیگران باقی می ماند. پس بهتر بود تا راهی برگزیده شود که همه را به یک چشم ببینیم.)) در این صورت خواهم گفت: (( از خود این هنرمندان بپرسید: آیا خود را با دیگر رقیبانشان یکسان می بینند؟)) در این صورت با یک نه بزرگ مواجه خواهیم بود. باز اجازه می خواهم تا بیشتر غرض ورزی!؟ کرده و بپرسم آیا دست کم نمی شد تمام هنرمندان برگزیده هنگام نوشتن نام ها بر روی برگه حضور داشته و بر سلامت بخت آزمایی اطمینان حاصل می کردند؟ بر روی برگه ای که از داخل کوزه بیرون آمد و سپس اظهار شد که مربوط به این بخش نیست چه نوشته شده بود و اینکه هنرمندی که ابتدا در بخش آزاد حضور داشت چگونه سر از بخش دیگری در آورد؟! چرا صحبت های برخی از برگزیدگان( بنا بر گفته آنان ) کامل پخش نگردید؟ آیا این در ادامه روند عدم نمایش آثار تلخ و گزنده بود؟ اساسا به چه دلیل آثار دو هنرمندی که در نهایت جزو برگزیدگان بودند، یعنی آقای جمشید حقیقت انصاری و وحید چمانی در داوری ابتدایی رد شده بود؟ این اشتباه فرش تا عرش از کجا به وجود آمده ؟ در این صورت می توان صحبت هایی را که دبیر دوسالانه در نشست تخصصی دوسالانه ملی نقاشی ایران انجام داد و گفت که برای انتخاب دقیق آثار از صبح تا نیمه شب وقت می گذاشتیم... و یا اینکه (( آثاری که صرفا کپی بودند کنار گذاشته شدند)) را پذیرفت؟
در آخر اینکه یک منتقد لزوما غرض ورز نیست و البته بر خلاف گفته دبیر بینال ، وظیفه او این هم نیست که (( آثار هنری را چنان نقد کند که دیگران میل بیشتری برای تماشای آن داشته باشند)) بلکه آگاهی یافتن از پاسخ تمام این پرسش ها حق تمام هنرمندانی است که چندین سال منتظر برپایی این بینال بودند و این انتظار را دارند که پس از گذشت شش دوره ، کم و کاستی های این دوسالانه - دست کم ، در زمینه نقصان های حاصل از بی دقتی های فردی آن- کاهش یابد نه اینکه روزافزون گردد. شخصا باور دارم که با تمامی این مسائل، جوایز این دوسالانه به هنرمندان جوان، پر انرژی و توانمند رسید اما ( این ((اما)) در فرهنگ ایرانی بسیار حائز اهمیت است) اینکه آیا به آثار توانمندانه ای نیز رسید یا نه ، چیزی است که برآیند نظرات خانواده بزرگ تجسمی کشور آن را آشکار می سازد. بار دیگر برپایی این دوسالانه را به شرکت کنندگان و دست اندرکاران به ویژه آقای آیت اللهی، تبریک می گویم.
* برای خواندن این نقد و نقد شماره ۱ به وب سایت شخصی من نیز می توانید مراجعه کنید
